(  زخم غدیر)

کربلا-گرچه پرازآّب-کویر است حسین!

چشم در راه ابوالفضل دلیر است حسین!

این چه نفرین شده خاکی ست که طفلان ترا

پاسخ العطشش نیزه وتیراست حسین!؟

هیچ آبی عطش روح ترا ننشاند

آب در معرکه ی عشق حقیر است حسین!

گرچه بر نیزه رود مثل اسیران سر تو

هفت اقلیم خدا بر تو اسیر است حسین!

آسمانی تر از اینید که میپندارند-

دردتان از عطش و نیزه و تیر است حسین! 

کربلا عرصه ی خودکامی کفتاران نیست

زینب است آنکه در این معرکه شیر است حسین!

دیده ها بهر شفاعت همه در روز جزا

به دو دستان ابالفضل تو خیره ست حسین!

***

اینهمه خون وعطش کز همه سو میبارد

زخم گل کرده ی دامان غدیر است حسین!