باغزلی تفننی آمدم برای غزالی غزل فروش در خوابهای کودکی من...

غزال نازک قصیده ی غـــــزل فروش من!
تویی چو ماهتاب این شب ستاره نوش من

تنم کویر تفـــــــــــــته ی نگاه ابر خیز تو
بریز رود گیسوان خویش را به دوش من

تو مستی شبانه ای ، تو عطر عاشقانه ای
که شعر میشوی مرا شراب یاس پوش من!

تن اقاقیای تو به عطر یاس شسته اند
شمیم آسمانیش ز سر ربوده هوش من

سکوت میوزد در این شبان بی تو بودنم
کلام تازه ای بگو پرنده ی خموش من  

پر از ترانه میشوم پر از بهار میشوم
نسیمی از کلام تو که میوزد به گوش من

تبلور تمام خوابهای من تو میرسی
پرنده میشوی در این شب ترانه جوش من

نمیشود از بعضی چیزها دل برید مثل غزل و.....