رود تو....

رود تو از ده ما رد شد و راهی شد و رفت

ده ما بعد تو درگیر تبــــــــاهی شد و رفت

هر شب دهکده پر بود، پر از جلوه ی ماه

ماه افتاد به تور تو و ماهی شد و رفت

بعد تو هیچــــــــکسی همنفس نور نشد

بی تو ایام همه رنگ سیاهی شد و رفت

بودم امید، بس از پــیـــــرهنش می آید

یوسفم خاطره شد، کفتر چاهی شد و رفت

یوسفم بازنگشت آینــــــــه ی یونس شد

این یکی چاهی و آن طعمه ی ماهی شد و رفت

و چنین بود که بعــــد تو تمـــــام ده ما

غرق گردابترین خشم الهـــــی شد و رفت

***

حتم دارم دل تو میل به بر گشتن داشت

گرچه درگیر بخواهی و نخواهی شد و رفت.........