دو غزل...طوفان گیسو...

طوفان گیسو

ای بید باران خورده !ای طوفان گیسو!!

دل در قدومت کرده ایوان آب و جارو

مستانگی های نگاهت را عیان کن

بلکه بیاموزد ز چشمان تو..آهو

دل تا نباشی رو به ویرانی گذارد

چون قلعه های کهنه ی بی برج وبارو

با موجها سر میکند هر روز و هر شب

این زورق وامانده در رویای پارو

تنهاترین بانوی از نسل پری ها!

ای آخرین آیینه پوش شهر جادو!!

آن پیکر عریان مستی آور تو

ماه شناور در میان شط گیسو..

شاید نمیداند شراب-اینکه چه کرده ست!!!!!_

طعم تمشک وحشی لبهات با او..

در باغ گریه نقش مژگان بلندت

پرهای باران خورده ی بال پرستو....

+++++++

وغزل دوم ...آهو

ناز قدمهایت خــــــــــــــرام رام آهو

اندام تو آییـــــــــــــــنه ی اندام آهو

مانده ست از روزی که چشمان ترا دید

روی زبان این غزلـــــــــها نام آهو

تا عشق را باور کنی باید ببینی

بغض پلنگی مست را در دام آهو

در چشم صیاد از جنون و عشق داغی ست

تا مرگ را شیـــــــــرین کند در کام آهو

+++

بیرون کشید از بیشه زاران شیرها را

در این حوالی رقص بی هنگام آهو

تا پای بر میدارد آشوب است در دشت

نبض پلنـــــگی خفته در هر گام آهو

***

ماه از افق می آید و بر دشت ساکت

خوابیده خونین...

                پیکر آرام آهو................

 

/ 54 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

نمیخواهید بروز شوید؟ مدتهاست ....

عرشیا

درود... 2 سالگی ام تمام شد...شمع سه ساگی ام رو تو بساز... تولد وبلاگمه...نمی آیی؟؟؟ چشم به راه نگاهت... قربانت عرشیا[گل][قلب][ماچ]

فریدون ضرغامی

سلام دوست عزیز هز دو غزل نابت لذت بردم قلمت پربار[دست][دست][دست][گل] به روزم با یلدای من وحیوان چموش[خداحافظ]

پسر نوح

سلام.... دو تا غزل اول رو که خوندم....دلم نیومد غزل پست قبلش رو نخونم.....غزل طوفان گیسو... فوق العاده است....تعبیر های قشنگی توش به کار رفته.....برای من از دو غزل قبل قشنگ تر بود..... واقعا آفرین..... شاه بیتشم بزار بگم..........آره...... دل تا نباشی رو به ویرانی گذارد چون قلعه های کهنه ی بی برج وبارو یک نظر شخصی هم بدم؟ ؟.....البته جسارت می کنما..... به نظر من اگه این بیت رو بیت اخر شعر می کردید خیلی بهتر میشد..... [گل]

پسر نوح

سلام...من جسارت کردم و شعر رو اینطور مرتب کردم.....جسارت منو ببخشید....تو رو خدا ناراحت نشیدا....قصد بدی نداشتم....فقط احساس می کنم که اینطوری یک پیوستگی خاصی داره.....خودتون این شعر رو یک بار دیگه بخونید...... مطمئن باشید که کارتون اونقدر با ارزش بود که من براش انقدر وقت گذاشتم..... ای بید باران خورده !ای طوفان گیسو!! دل در قدومت کرده ایوان آب و جارو مستانگی های نگاهت را عیان کن بلکه بیاموزد ز چشمان تو..آهو در باغ گریه نقش مژگان بلندت پرهای باران خورده ی بال پرستو.... آن پیکر عریان مستی آور تو ماه شناور در میان شط گیسو.. با موجها سر میکند هر روز و هر شب این زورق وامانده در رویای پارو شاید نمیداند شراب-اینکه چه کرده ست!!!!!_ طعم تمشک وحشی لبهات با او.. تنهاترین بانوی از نسل پری ها! ای آخرین آیینه پوش شهر جادو!! دل تا نباشی رو به ویرانی گذارد چون قلعه های کهنه ی بی برج وبارو [گل] انصافا خیلی خوب شد.....الان بار 5 که دارم این شعر رو می خونم.... بازم منون ببخشید و از من ناراحت نشید.... شاعر که نباید ناراحت بشه......[گل]

زینب نعمتی

سلام شعراتون قشنگه خوشحال می شم به منم سر بزنید[گل]

ترنم بارانی

سلام: با دو اثر جدید به روزهستم!باعث خرسندی بنده است که از نظرات ارزشمندتون کسب فیض کنم! " موید باشید"

شهرزاد(بانوی کویر)

سلام به روزم با " کهن گرایی درآثارمحموددولت آبادی"و منتظر حضورتان. برایتان آرزوی سربلندی و شادکامی دارم.