دو غزل

 

 

 

دو غزل.....

گریه ی ماهیان

از من مپرس اینکه چرا گریه میکنند!؟

آییــــــــــــنه ها نگاه ترا گریه میکنند

در سوگ تلخ یاد تو با کوچه های شهر

هرشب تمام پنجره ها گریه می کنند

یک دشت داغ بر دل  صحرا نشسته، پس

این ابرهای مرده کجا گریه میکنند؟؟؟؟!

در سوگ سرو،اینهمه انبوه بید مست

با گیسوان خیس و رها ..گریه میکنند

کس در بــــلور آب نفهمید، ماهیان

لبخند میزنند ویا گریه میکنند!!!!

طغیان عاشقانه ی اشکند و بغض و مرگ

فواره ها، که رو به هوا گریه میکنند

حالا به رودهای جهان دل سپرده ام

ازبس شبیه چشم شما گریه میکنند

++++

حالا که نا امید زاعجاز مانده ام

دستان من بجای دعا گریه میکنند..

غزل دوم

دارد به آتش میکشد چشمت جهان را

رازی که معنا میکند آتشفشان را

تنها نه مارا در سراب افکنده چشمت

لب تشنه برگردانده صدها کاروان را

پلکی بزن! آیینه را حیران کن ای ماه!

در هم بریز امشب زمین و آسمان را

پیچیده رویای تو در طومار طوفان

در یک نفس، رویای صدها بادبان را

این راز دریایی که در چشمت نهفته ست

هرشب به دریا می کشاند جاشوان را

خواب تمام کوزه ها و دختران است

دیدن_ درون چشمه _آن ماه جوان را

تصویر تو درچشمه افتاده ست ودستی

در کـــــوزه میریزد تمام آسمان را

با چشم مستت ساقی من باش و بنگر

لاجرعه مینوشم تمام شوکران را

آنشب نبودی تا ببینی ،سرو بالا!

رقص تبر رقصاند اشک باغبان را

دریا تمام جاشوان را برد وبلعید

وقتی برافشاندی تو موج گیسوان را... 

/ 77 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نانی آزاد........مترسک

..................* . . ** * . . . . .. . . . . .*** . . * . . ***** . . . . . . . . . . .** . . **. . . . .* . . . . . . . . . . ***.*. . *. . . . .* . . . . . . . . . .****. . . .** . . . ****** . . . . . . . . . ***** . . . . . .**.*. . . . . ** . . . . . . . . .*****. . . . . **. . . . . . *.** . . . . . . . .*****. . . . . .*. . . . . . * . . . . . . . .******. . . . .*. . . . . * . . . . . . . .******* . . .*. . . . .* . . . . . . . . .*********. . . . . * . . . . . . . . . .******* . *** *******. . . . . . . . .** .*******. . . . . . . . * . ******. . . . . . . . * * . .***. . *. . . . . . .** . . . . . . .*. . . . . * . . . . .****.*. . . .* . . . *******. .*. .* . . .*******. . . *. . . .*****. . . . * . . .**. . . . . .* . . .*. . . . . . **.* . . . . . . . . . ** . . . . . . . . .* . . . . . . . . .* . . . . . . . . .*

الهام

« سلام قولا من رب رحیم » این پست [گل][گل] ای رهنمای گمشدگان اهدنا الصراط [گل][گل]

صالحه وهاب واصل (اسم شعری واهىب)

سلام امین جان! از حضور گرم تان ممنونم ! خودم را در سرزمین لینکستان تا ندیدم به سیحت آمده بودم اما حال اقامه میخواهم اگر کیسم مورد قبول باشد وخواستید به من هم جای بین دوستان نازنین تان بدهید. برگ سبز توشۀ درویش از شدت شکنجه رسن گریه میکند شلاق از نوازش تن گریه میکند مارا کجا مجال دهن باز کردن است در سینه ام نوا ز وهن گریه میکند هر قطره اشک گوهر ی از هاتل الم بر حال بی زبانی من گریه میکند غم سوخت از شراره ئی سلاخه ئی ستم خاکسترش به کوره تن گریه میکند سیلاب یر طلاطم خون سر زد از دلم مرغ دلم ز لای لجن گریه میکند واهب مباش طالب دیدار آفتاب کو خود درآن مقام عدن گریه میکند باز هم منتظر هستم دوست [گل]

رضا حاتمی

سلام با شعر جدیدی از خودم به روزم منتظر نظر ارزنده تان با احترام : رضا حاتمی

رضا حاتمی

سلام با شعر جدیدی از خودم به روزم منتظر نظر ارزنده تان با احترام : رضا حاتمی

آنالی

دوباره خواندمش به یاد سال بلوا عباس معروفی افتادم که می گفت اصلا شاید ماهی ها از ترس آدم ها ماهی شده اند.

وحید رکاب

سلام عرض کردم آقای شیرزادی امیدوارم که حالتون خوب باشه ..... میخام دو بیت شعر تقدیم وجود مبارکتون کنم : بی امتحان مرا به غلامیت قبول کن رسوا شود دل من اگر امتحان دهد خواجه عبداله انصاری

امیر عبدی پور

سلام آقای شیرزادی حقیقتا من وقتی شعرهای شمه رو میخونم گریم میگیره خودمم شعر میگم در ضمن شما رو تو انجمن آقای بروجردی دیدم اما الان خونمون اسلام آباده ازتون خواهش میکنم به وبلاگم بیاین و خوشحالم کنید آخه من تازه کارم استاد

مهدی ف

درود معلوم است به مضمون تبر و درخت علاقه ی خاصی دارید غزل نخست ما را به یاد این غزل منزوی انداخت: چشمان تو که از هیجان گریه می کنند در من هزار چشم نهان گریه می کنند! خندان بادی[گل]